مردی عجیب


مردی که انگشتش را از دهانش وارد و از چشمش خارج می کند! + عکس

این یک تصویر واقعی از مردی است که نیمی از سمت راست صورت او برداشته شد است.اشتباه نکنید این تصویر مورد دستکاری قرار نگرفته است. مردی که شغلش مکانیک بود در سال 2009 مجبور به پذیرش چنین شرایطی شد. "بیلی اوون"در انزمان دچار بیماری سرطان بینی شد.اگر دیر می جنبید و تن به عمل جراحی نمی داد بدون شک می مرد.پزشکان شانس زنده ماندن او را در صورت عدم قبول جراحی 10 درصد می دانستند.


مردی که انگشتش را از دهانش وارد و از چشمش خارج می کند! + عکس

بیلی ساکن ایالت "اکلوهاما" به خاطر این عمل جراحی شغلش را از دست داد و اکنون به عنوان شخصیت زومبی در موزیک ویدئو های لاس وگاس و لوس انجلس همکاری می نماید.صورت او دارای حفره ای شده است که او را به شخصیت زومبی نزدیک می نماید.

او قادر است انگشت خود را از دهان وارد نماید و از چشم خود خارج کند.بیلی می گوید من تعجب می نمایم چگونه همسرم با من زندگی می نماید.تنها فردی که در خانواده مرا عجیب غریب نمی داند پسر جوانم می باشد.

آیا می دانید مرکز همجنس گرایان دنیا کجاست ؟

آیا میدانید مرکز همجنس‌ گرايان دنيا کجاست؟ +تصاویر

باشگاه خبرنگاران جوان: زن‌ها در سرزمين‌هاي اشغالي به ابزاري پرسود براي تجارت و صنعت گردشگري رژيم صهيونيستي تبديل شده‌اند به همين واسطه شهرك صهيونيستي "تل‌آويو"، اين روزها به دليل اشاعه فساد و فحشا در اين منطقه به "مرکز همجنس‌گرايان جهان" تبديل شده‌ است.

تل‌آويو به جايي معروف است که خواب در آن معني نداشته و تمام ساعات روز بيدار است.

اما چه ويژگي‌هايي تل‌آويو را متمايز مي‌سازد؟

در زير به برخي از ويژگي‌هاي شاخص تل‌آويو اشاره شده است که به طور مفصل به آن‌ها پرداخته خواهد شد:‌

* تل‌آويو مرکز همجنس‌گرايان دنيا معرفي شده است.

* بيشترين خانه‌هاي فساد دنيا در تل‌آويو قرار دارند.


ادامه نوشته

رازهایی برای درخشندگی بیشتر اتومبیل


washing-car

بردن اتومبیل به کارواش، یکی از راحت‌ترین و ساده‌ترین راه‌ها برای تمیز کردن آن است. کافی است دست به جیب شوید، قبض بگیرید و نیم‌ ساعتی منتظر بمانید …
بعد از نیم ساعت، ماشینی براق و درخشان تحویل می‌گیرید و حداقل ۲ هفته‌ای از تمیزی آن لذت می‌برید اما این لذت خوشایند، همیشگی نیست. کافی است هوا کمی تغییر کند تا صبح روز بعد از کارواش، اتومبیلی پر از لک داشته باشید و آن درخشندگی از دست برود بنابراین بهترین روش برای تمیزی اتومبیل، شستشوی بدنه آن در روزهای تعطیل و بدون رفتن به کارواش است. شستشویی که اگر رازهای آن ‌را بدانید، همیشه و همواره، ماشینی تمیز و درخشان خواهید داشت.

_ نرم‌کننده مو، تمیزکننده‌ای بی‌نظیر است
به جای شوینده‌های مخصوص، نرم‌کننده مو را تجربه کنید تا مدت‌های زیادی اتومبیل برق بزند و شما را از شستشوی مداوم اتومبیل خلاص کند.

_ بعد از باران، لاستیک‌ها و پوشش‌های اطراف شیشه‌های اتومبیل، کثیف و پرلک‌ می‌شوند. این لک‌ها را با نوشابه بشویید
مقداری نوشابه روی دستمال بریزید و روی لاستیک‌ها بکشید، حواستان باشد که نوشابه روی بدنه ماشین نریزد چون رنگ آن را از بین می‌برد. نتیجه، بی‌نظیر است و لاستیک‌های حاشیه شیشه‌ها برق می‌زنند.

_ مخزن شیشه‌شور اتومبیل را با مخلوطی از الکل و مایع ظرفشویی پر کنید تا موقع باران، شیشه‌ها گلی و پرلک نشوند
۴ پیمانه الکل و ۲ قاشق چایخوری مایع ‌ظرفشویی ترکیب ایده‌آلی است.

_ چراغ‌های اتومبیل را با مایع شیشه‌شور بشویید تا وقتی در شب چراغ‌های ماشین را روشن می‌کنید، نوری شفاف از آن بتابد.

_ شیشه‌های اتومبیل را با دستمال‌های مرطوب آرایشی تمیز کنید. نتیجه بی‌نظیر و باور نکردنی است که به دست آوردن همچین تمیزی، آنقدر ساده باشد.

_ پنبه‌هایی که این روزها برای پاک‌کردن آرایش در بازار وجود دارد، یکی از بهترین وسایل تمیز کردن شیشه اتومبیل است.

_ شما نمی‌توانید باران‌ ناگهانی را پیش‌بینی کنید. یک‌چهارم فنجان آمونیاک خانگی را با یک لیتر آب مخلوط کنید و در یک بطری پلاستیکی بریزید و در اتومبیل نگه‌دارید. به محض بارش باران و لک شدن شیشه‌های ماشین، محتوی این بطری را روی شیشه‌ها بریزید و با دستمال کاغذی پاک کنید.

_ یک‌چهارم پیمانه جوش‌شیرین را با یک‌چهارم پیمانه مایع ظرفشویی در گالن یک لیتری بریزید و در مقدار متناسبی آب حل کنید. در گالن را ببندید. وقتی زمان شستشوی اتومبیل رسید، گالن را خوب تکان دهید و به آن ۲ لیتر آب اضافه کنید. اتومبیل?تان را با این محلول بشویید و از درخشندگی بدنه‌اش لذت ببرید.

_ گاهی دوده‌ها، روغن‌های چرب که از رفت و آمد به پمپ‌بنزین و مکانیکی روی بدنه اتومبیل مانده، لکه‌های چرب و پرزحمتی را می‌سازند. این لکه‌ها معمولا خشک نمی‌شوند اما پاک کردن آنها با یک دستمال خشک هم راه‌حل خوبی نیست، چون آثارشان باقی می‌ماند و به مرور رنگ بدنه را کدر می‌کنند بنابراین با یک دستمال لکه را پاک کنید و بعد با آب و صابون آن‌ را دقیق بشویید تا رنگ اتومبیل کدر نشود.

_ اتومبیل را در روزهای گرم بشویید تا سریع خشک شود و لکه‌های آب روی بدنه‌اش نماند. کارشناسان توصیه می‌کنند زمانی که هنوز موتور ماشین داغ است، شستشو را شروع کنید.

_ کیسه‌های زباله‌ مخصوص اتومبیلی در بازار وجود دارد که با نواری به دنده وصل می‌شوند. مهم‌ترین خاصیت شان این است که آشغال‌ها را در آنها می‌ریزید ظاهر اتومبیل با برگه‌های کاغذ، دستمال کاغذی و… کثیف نمی‌شود.

_ دانه‌های قهوه آسیاب نشده را در یک توری بریزید و روی دانه‌ها عطر و ادکلن مورد علاقه خود را بپاشید. ترکیب عطر قهوه و عطر محبوب خودتان، بهترین بوگیر برای ماشین است. اگر عطرتان روغنی باشد، نتیجه بهتری می‌گیرید.

قبر نوشته های نویسندگان بزرگ

روی سنگ قبر نویسندگان بزرگ چه حک شده‌ است؟!+تصاویر

نگاهی به سنگ قبر ویلیام شکپیر، سیلویا پلات، ویرجینیا وولف، جان کیتس، اف. اسکات فیتز جرالد، رابرت فراست و دوروتی پارکر.
پارسینه- گروه فرهنگی:  «جان فولس» (John Fowles)، نویسنده‌ی انگلیسی، برای نویسندگان هویتی نیمه‌خدایی قائل بود؛ زیرا نویسنده‌ها می‌توانند شخصیت‌های رمان‌های‌شان را آن‌گونه که دوست دارند بیافرینند. ما با خواندن رمان‌ها و شناختن شخصیت‌های داستان‌ها، می‌توانیم هم با جهان نویسنده‌ و هم با دنیای درونی شخصیت‌هایی که  آفریده‌اند ارتباط برقرار کنیم. نویسنده‌ها ماهیت نیمه‌خدایی دارند؛ زیرا اگرچه می‌‌آفرینند، سرانجام در برابر مرگ تسلیم خواهند شد، مثل همه‌ی انسان‌ها. اینک متن سنگ مزار چند نویسنده‌ی‌ معروف:
شکسپیر

ادامه نوشته

احترام به پدر ومادر واجب است


روزی امام علی علیه السلام در حال طواف بود که صدای التجاء و مناجات و التماس جوانی را شنید. امام از او درباره ی گرفتاریش سؤال کرد.او گفت: من سالم بودم ولی آنقدر پدرم را اذیت نمودم که او مرا نفرین کرد و من فلج شدم. پدرم تصمیم داشت تا روزی به کنار کعبه بیاید، و برای شفایم دعا کند ولی قبل از این کار، از دنیا رفت. حال من مانده ام این پاهای شل!

امام علیه السلام به او دعای مشلول را یاد دادند که آن را بخواند. او این دعا را خواند و پیامبر صلی الله علیه وآله را در خواب دید که حضرت دستی بر پاهای او کشید و او شفا یافت.»2امام چهارم دیدند که نوجوانی بنحو بی ادبانه ای به پدرش تکیه کرده است. بعد از این امام هیچگاه با آن جوان صحبت نکردند تا جوان از دنیا رفت.»

مرحوم کافی و پدر

مرحوم کافی می گفتند: هرگاه پدرم که یک نفر کاسب ساده ای است، به تهران می آید یا من مشهد می روم، در جلو زن و بچه و برادر و خواهر خم می شوم و مکرر دست پدرم را می بوسم.

جوان زبانش لال شد!

«روزی پیامبر صلی الله علیه وآله بر بالین جوانی که در حال احتضار بود، حاضر شد. وقتی شهادتین را به او تلقین نمود، جوان نتوانست زبانش را به شهادتین باز کند و گویا لال شده بود. حضرت، مادرش را خواستند. و از مادرش پرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟ زن گفت: یا رسول الله! چهار سال است که باو حرف نزده ام!

«روزی پیامبر صلی الله علیه وآله بر بالین جوانی که در حال احتضار بود، حاضر شد، وقتی شهادتین را به او تلقین نمود، جوان نتوانست زبانش را به شهادتین باز کند و گویا لال شده بود. حضرت، مادرش را خواستند. و از مادرش پرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟ زن گفت: یا رسول الله! چهار سال است که با او حرف نزده ام!

پیامبر صلی الله علیه وآله از او خواستند که از فرزندش راضی شود. او هم راضی شد و جوان زبانش باز گردید و شهادتین را جاری کرد و از دنیا رفت»«بوی بهشت از مسیر پانصد سال راه بمشام می رسد ولی بمشام عاق والدین نمی رسد.»امام پنجم علیه السلام فرمود: «سرور و آقای نیکان در قیامت، شخصی است که بعد از رحلت پدر و مادرش، نیز به آنان نیکی کرده است – آنان را فراموش ننموده است-»

آقا ( بی غیرت ) اجازه هست ؟


مردی داخل بازار قدم میزد ، خانمی را دید با لباسی چسبان ، سیمایی زیبا و آرایش کرده و البته ظاهری چشم نواز … ، کنار آن خانم مردی را دید که انگار همسرش بود ، کمی فکر کرد ، نتوانست جلوی خودش را بگیرد ، جلو رفت و نگاهی به همسر آن خانم انداخت و گفت :

ببخشید اجازه هست کمی به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم ؟

مرد که عصبانی شده یقه اش را گرفت و آن را اعلامیه دیوار کرد ، هر آنچه در دهانش بود بیرون ریخت و با عصبانیت گفت : مردک ، خجالت نمی کشی ، مگر خودت ناموس نداری ؟

اما مرد در کمال آرامش جمله ای را گفت و رفت

گفت مرد حسابی همه بازار دارند بدون اجازه به خانمت نگاه می کنند و لذت می برند تو هیچ نمی گویی ، من آمدم اجازه بگیرم و لذت ببرم تا حداقل عذاب وجدان نداشته باشم ، اشکالی دارد ؟!!

اما مرد ناگهان ساکت شد و به اطراف خود نگاهی کرد ، بعد از آن سرش را پائین انداخت ، انگار چیزی فهمیده بود !

جوجه عقاب


داستان بسیار زیبای "جوجه عقاب " از نوشته های گابریل گارسیا مارکز
____________________________________________________
کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت.
يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود.مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد.
يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد.جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نکشيد که جوجه عقاب باور کرد که چيزي جز يک جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد که تو بيش از اين هستي. تا اين که يک روز که داشت در مزرعه بازي مي کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي کردند. عقاب آهي کشيد و گفت: اي کاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز کنم.مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند: تو خروسي و يک خروس هرگز نمي تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش که در آسمان پرواز مي کردند خيره شده بود و در آرزوي پرواز به سر مي برد.اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن مي گفت
به او مي گفتند که روياي تو به حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم کم کم باور
کرد.بعد از مدتي او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت.

تو هماني که مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي که تو يک عقابي به دنبال
رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فکر نکن.

چگونگی رفتار


پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

شوهر فقط گفت : عزیزم دوست دارم

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟


 داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.